بهانه جویی هایم را به دل نگیر
هوای جشن بوسه کرده ام
+ خدایا گودبرداری زمین روبرویی زودتر تموم شه. باور کن هیچی جای خواب شبو نمی گیره.
خدایا، تو خودت مراقب کودکان این سرزمین باش و به مادران و پدران سه کودک خرمدره ای، که تنها برای ساعتی شادی جان باختند، صبر بده. این جا کسی حواسش نیست.
برای فنجان چای من یکی
تو از هر قندی شیرین تری
+ می گه من که می دونم تو نمی تونی دوستم نداشته باشی!
قطره های باران
من
تو
لبخند
می ترسم از فکر شوم تنهایی
+ یعنی همه ی مردا بین گفتن جمله ی امشب بی خوابی به سرم زده و خوابیدنشون پنج دقیقه فاصله ست؟
وقتی به یه زن هدیه می دی باید چیزی باشه که باهاش نشون بدی به خود اون زن نگاه کردی و براش ارزش قائل بودی. باید چیزی باشه که باهاش خوش حالش کنی. باید چیزی باشه که باهاش حس تهیه ی لوازم جانبی یه ربات کدبانو رو هم به خودت و هم به اون تلقین نکنی.
و من خوش حالم و سپاس گذار...
تمام خوشبختی من،
برکتیست از گوشه ای دامان بانوی آب و مهربانی.
به دنیایی نخواهم فروخت این ثروت را.
+ مادرم، با بیشترین احساس، با کم ترین واژه... ممنونم.
++ خانمای عزیز روزتون مبارک.
دنیای من جاییست میان دو بازو...
+ با مامانم دو نفری رفتیم مهمونی آخرش می گه بلند شو بریم. دختر خاله کوچیکم می گه تو بمون. می گم مامانم گفته. باید برم دیگه. یه ذره بچه می گه واااا! تو که دیگه واسه خودت شوهر داری. اجازه ی کسی رو نمی خوای!
چیزی نگو.
می شناسمت.
به واژه نیازی نیست.
و این خاصیت "ما" شدن است.